تبليغاتX
ميخونه
به سراغ من اگر می آیید

نرم و آهسته بیایید

مکند ترکی بردارد

شیشه ی تنهایی من

نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 26 فروردین1387

لينك مطلب


می خوام نظرتون رو راجع به مردن بدونم.

مردن یعنی چی؟(با هر دین و مذهبی که هستی جوابتو خریدارم فقط شعار چاشنی اون نباشه.اگر هم هست اسمش عقیده باشه نه شعار)

آیا مرگ یه تکامله یا پایان؟

آیا مرگ یه لحظه ست یا کم کم رخ میده؟

آیا مرگ خوبه یا زندگی ابدی تو این دنیا؟

بذارین خودم نظرمو بگم

به نظر من مرگ یعنی انتقال آدم از یه جا به یه جای دیگه. یه جور سفر. فقط این سفر از بقیشون جذاب تره چون فقط یک بار رخ می ده و هیچ کس مرگ رو به چشم ندیده مگر اینکه الان مرده باشه(البته استثناء هم داریم)

به نظر من مرگ تکامل انسانه. با تعریفی که من از مرگ دارم مرگ می تونه یه شروع باشه ولی نمی تونه پایان باشه.

زندگی ابدی توی این دنیایی که واسه زنده بودن باید کم کم بمیریم نمی شه خوب باشه پس مرگ خوبه ولی وقتی وقتش باشه و وقتش رو نه من می تونم تشخیص بدم نه شما. می دونی چرا؟

چون هنوز دانایی هیچ انسانی حتی عاقل ترین ما انسانها اونقدر نیست که بتونیم صلاح واقعی خودمون رو تشخیص بدیم.(اگر مخالفین بهم بگین)

من چند لحظه پیش گفتم ما داریم کم کم می میریم. آره ما هممون داریم از درون می میریم چون وجود خودمون داره از دست می ره. چون هر کس به فکر وجود خودشه. این باعث می شه وجود هیچ کدوممون سالم نمونه.

ولی مرگ به منظور "سفر کلی ما‌‌" تو یه لحظه رخ می ده.

شما اگر جواب سوالایی که تو این پست پرسیدم رو بدی منو تو شناخت عقیده تون یاری کردین.

ممنون از شما دوستان که همیشه به من لطف دارین.

نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 26 فروردین1387

لينك مطلب


اینجا نظر بدین

نوشته شده توسط میلاد در جمعه 23 فروردین1387

لينك مطلب


نمی خواستم تو این میخونه از سیاست حرف بزنم ولی دیدم یه سری از انسانهای بزرگ دارن کوچیک می شن. و از زیر خاک نمی تونن فریاد بزنن.

شما مجاهدین خلق رو میشناسین؟ اونا یه گروه بودن که قبل از انقلاب برای به ثمر رسیدن انقلاب به کمک مردم تلاش زیادی کردن ولی بعد از انقلاب مدعی بودن که انقلاب رو فقط اونا بدست آوردن و می خواستن به ما حکومت کنن.

شما بسیج رو میشناسین؟ بسیج یه گروه عظیمی بوده که به دستور امام راحل برای اتحاد شکل گرفت.

اونا در جنگ تحمیلی در کنار مردم جنگیدن. اونا بعد از جنگ بیشتر خودشون رو طرفدار دین نشون دادن. ولی تا وقتی امام بود نمی تونستن کاری بکنن.

بعد از فوت امام اونا با سو استفاده از اسم امام خمینی و شهدا و دین خودشون رو کم کم به ملت ما تحمیل کردن.

حالا بعد از بیست سال بسیج چنان قدرتی پیدا کرده که یه نوجوون با یه کارت بسیج فعال میتونه یه حکم بگیره که با اون حکم هر حرف زور رو بتونه به جوونای ملت ما با اسم دین تحمیل کنه.

من نمی خواستم از اونا حرف بزنم ولی دیدم دارن اسم شهدا و امام رو پیش جوونای ایرانی بد جلوه میدن.

و اونا یه دلیل اند برای اونایی که میخوان جوونای ایرانی رو از ایران جدا کنن.

البته منظورم با بسیجی ها نیست.منظورم خود ارگان و سران بسیج.

بسیجی ها آدمای خوبی هستن که می خوان خوبی کنن ولی راه رو اشتباه انتخاب کردند.

من به خود بسیجی ها احترام میذارم.

ما باید حواسمون باشه که خوب و بد رو اشتباه نکنیم.

هممون یه ایرانی می خوایم که آدماش متحد باشن و لایق قدمت تاریخی این سرزمین بمونن.

به امید روزی که هممون به هدف مشترکمون برسیم.

نوشته شده توسط میلاد در جمعه 23 فروردین1387

لينك مطلب


آره اونا یه مشت سرباز لوتی بودن.

هر کدومشون یه داستانن.

ما باید قدر اونا رو بدونیم.

پرچم ایران رو ازشون بگیریم و بالا نگه داریم.

اونا زنده نیستن ولی عقایدشون زنده ست واسه همین همیشه می گیم شهدا زنده اند.

خونشون پاکه و بی منت.

نوشته شده توسط میلاد در جمعه 23 فروردین1387

لينك مطلب



Ads



  • درباره وبلاگ
  • 8 تیر 70 یکی از بیمارستانای مشهد منفجر شد
    یه بمب خنثی
    به اسم میلاد.
    اونجا رو من نترکوندم
    در نهایت خنثی بودن دارم میترکم.
    توی یه میخونه جاسازی شدم.
    می خوام با عقاید شما دنیامون رو بترکونم.
    کمکم کنید تا با هم یه انفجار بزرگ راه بندازیم.
  • موضوعات
  • نویسنده
  • لینکدونی
  • جستجو
  • آمار و امکانات دیگر
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati