مثل اينكه بحث رو ناقص مطرح كردم.اولا كه من نه عاشقم نه اينكه بودم. من فقط براي فعال شدن ذهن شما و خودم يه موضوع رو مطرح مي كنم و در ادامه هر چي در اون مورد به ذهنم ميرسه بيان مي كنم ومنتظر نظر هاي دوستان مي مونم تا بررسي اشان كنم و به يه نتيجه ي خوب برسم.
حالا كه يه مطلب پست كردم بگذاريد با تكميل صحبت هام جواب دوستاني كه لطف كردن رو بدم.
من براي تكميل بحثم لازم ميدونم عشق الهي رو از ديدگاه خودم براتون مطرح كنم.
عشق الهي به نظر من تنها عشق قابل قبول به شمار مياد كه ما معشوقمون رو تا حد پرستيدن مي خواهيم. براي رسيدن به عشق الهي بايد خدارو بشناسيم. به نظر من بهترين راه شناخت خدا شناخت خودمونه. وقتي انسان ارزشها و تواناييهاي خودشون رو درك كنن مسلما مي تونن خالق خودشون رو درك كنن و بشناسن. به هموني كه مي پرستم اينايي كه مي گم شعار نيست. من دارم كم كم عاشق خداي خودم مي شم واسه ي همين دوست دارم همه ي جووناي ديگه تا يه حدي خودشون رو بشناسن. اينكه ميگن در جواني خداشناسي شيوه ي پيغمبريست دروغ نيست. من هنوز كامل خودم ودر نتيجه خدارو نشناختم. واسه ي شناخت بيشتر منتظر عقايد شما مي مونم تا شايد يه كليد براي قفل افكارم باشه.
حالا ديگه عشق واقعي رو شناختين اگر ديدين يه غير هم جنس تا حدي ارزش پرستيدن داره ، شك نكنين و عاشقش بشين. آره عاشقي به نظر من دست خود انسانه يعني عشق كاملا از روي عقل ودرك و فهمه. واينرو بدونيداگر احساسي فقط دستور دلتونه يه روزي خستتون مي كنه . من نمي گم به دستور دلتون بي احترامي كنين ولي اگر طرفتون ارزش پرستيدن شما رو داشته باشه. پس بايد اول خودتو بشناسي عزيز دلم.
اينايي كه ميگم جواب دوستانمه كه وظيفمه بگم:
الان معني هوس كاملا روشنه: به نظر من هوس همون بدون فكر دوست داشتنه.
معني دوست داشتن: به نظر من دوست داشتن يه ورژن پايين تر از عشقه(دزش پايين تره)
من لياقت رو براي عشق لازم مي دونم و اين لياقت رو كسي واسه كسي نمي تونه تعريف كنه جز خود شما.
اگر بازم جوابتونو نگرفتين كافيه سوالتونو دوباره مطرح كنين.
ببخشيد اگر پيچيده شد كافيه يه مقدار روش فكر كنين تا بفهمين اينا چرت و پرت نيست.
بازم با عقايدتون منو ياري كنين.
